محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
205
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
و أمّا ما ذكرت من عددهم ، فإنّا لم نكن نقاتل فيما مضى بالكثرة ، و إنّما كنّا نقاتل بالنّصر و المعونة ! ( 3 ) » ترجمه همانا ، عجم اگر تو را در نبرد بنگرند ، گويند اين ريشه عرب است اگر آن را بريديد آسوده مىگرديد ، و همين فكر سبب فشار و تهاجمات پياپى آنان مىشود و طمع ايشان در تو بيشتر گردد . اينكه گفتى آنان به راه افتادهاند تا با مسلمانان پيكار كنند ، ناخشنودى خدا از تو بيشتر ، و خدا در دگرگون ساختن آنچه كه دوست ندارند تواناتر است . امّا آنچه از فراوانى دشمن گفتى ، ما در جنگهاى گذشته با فراوانى سرباز نمىجنگيديم ، بلكه با يارى و كمك خدا مبارزه مىكرديم . شرح و تفسير ( إنّ الأعاجم إن ينظروا إليك غدا يقولوا : هذا أصل العرب ، فإذا اقتطعتموه قطعتموه استرحتم ، فيكون ذلك أشدّ لكلبهم عليك ، و طمعهم فيك ) تو فرمانده عرب هستى و همچون سرى هستى كه با بريدن آن زندگى نيز از جسد رخت برمىبندد ؛ بنابراين هنگامى كه دشمنان تو را ببيند ، خواهند گفت اين سر دشمن است ؛ پس آن را قطع كنيد . آنگاه با تمام توان در اين راه خواهند كوشيد ؛ زيرا اين بالاترين آرزوى آنان است . ( فأمّا ما ذكرت من مسير القوم إلى قتال المسلمين ؛ فإنّ اللّه سبحانه ، هو أكره لمسيرهم منك ، و هو أقدر على تغيير ما يكره ) تو مىخواهى دشمن را پيش از هجوم غافلگير كنى و دوست ندارى كه دشمن در داخل خانه مسلمانان با آنان